عشق و زیبایی love & beauty
خوشگلترین، زیباترین و قشنگترین عکسها و تصاویر و مطالب عاشقانه

 

برای ورود به این وبلاگها روی عکسها کلیک کنید

www.lovesadegh.blogfa.com

 

www.love-sadegh.mihanblog.com

 

نظر یادتون نره، از دوستانی هم که نظر میدن خیلی ممنونم.
برای دیدن همه مطالب به قسمت آرشیو مطالب سر بزنید.
زیبا ترین و قشنگترین عکسها و مطالب را می توانید
اینجا ببینید.




ارسال توسط صادق
نه دیگه عین گداها به عشق اصرار می کنم  نه دیگه تورو واسه دوست داشتن اجبار میکنم  نه دیگه آه میکشم از دست بخت و سرنوشت  نه دیگه عشقمو فریاد ، بلکه انکار میکنم  نه دیگه تو فکر و رویا و خیال تو قفسم  نه دیگه بهت میگم تنها تویی هم نفسم  نه دیگه از تو ترانه میسازم تو لحظه هام  نه دیگه اصراری هست که من باید بهت برسم نه دیگه یواشکی با نگام تورو می پام  نه دیگه دنبال خوشبختی تو رویاهات میام  کار دیگه گذشته از دخیل بستن به معبد چشات  تو رو از خودت نمی خوام، تو رو از خدا می خوام



نه دیگه عین گداها به عشق اصرار می کنم

نه دیگه تورو واسه دوست داشتن اجبار میکنم

نه دیگه آه میکشم از دست بخت و سرنوشت

نه دیگه عشقمو فریاد ، بلکه انکار میکنم

نه دیگه تو فکر و رویا و خیال تو قفسم

نه دیگه بهت میگم تنها تویی هم نفسم

نه دیگه از تو ترانه میسازم تو لحظه هام

نه دیگه اصراری هست که من باید بهت برسم

نه دیگه یواشکی با نگام تورو می پام

نه دیگه دنبال خوشبختی تو رویاهات میام

کار دیگه گذشته از دخیل بستن به معبد چشات

تو رو از خودت نمی خوام، تو رو از خدا می خوام
 



ارسال توسط صادق
همین که تو اینجا کنار منی.... همین که کنارت نفس میکشم


همین که تو اینجا کنار منی.... همین که کنارت نفس میکشم


همین که تو میخندی و من فقط.... کنار تو از غصه دست میکشم


همین که تو چشمای من زل زدی.... نگاهت پناه دل خستمه


نمیخوام که دنیا بهم رو کنه.... همین که کنار منی بسمه


من حتی به این حدشم راضیم.... که باشی کنارم بمونی فقط


واسه من فقط بودنت کافیه.... دیگه هیچی جز این نمیخوام ازت
 



ارسال توسط صادق
ارسال توسط صادق
ارسال توسط صادق
نامه‌ي تو


در غیبت تو اگر مرا دار زنند بر چوبه دار منتظرت خواهم ماند

نامه‌ي تو

نامه تو چه قدر زیبا بود، نامه تو چه قدر زیبا بود، هر خطش را سه مرتبه خواندم بعد آن را به روی یک دفتر تا نخورده قشنگ چسباندم. نامه تو چقدر خوشبو بود بوی گل های رازقی می داد، حرفهایت هنوزم طعم عطر پاییز عاشقی می داد، گفته بودی عجیب دلتنگی دل من هم برای تو تنگ است پیش من هم غروب غمگین است پیش من هم غروب کمرنگ است. خوشم آمد چه قدر دانایی ، خوشم آمد چه قدر دانایی حالی از حال من نپرسیدی ولی از پشت قاب دلتنگی  زردیم را چه زود فهمیدی. یاس زرد دو خانه آن ورتر داشت دیشب تو را دعا می کرد تشنه بودی و نبودی و او داشت التماس پرنده ها می کرد. گفته بودی ز غیبت باران بازهم درد مشترک داری تا بخواهی شقایق تشنه گل سرخ پر از ترک داری ، دوریت کار دست من داده فاصله که میان ما کم نیست هیچ کس روزگار و اقبالش مثل ما بی نشان و مبهم نیست. فکرت اینجا میان گلدان است جلوی چشم آرزوهایم. تو خودت را به جای من بگذار، تو خودت را به جای من بگذار تو دلت سوخت من چه تنهایم؟ سال ها می شود که با عکست در این شهر زندگی کردم با یکی دو تماس کوتاهت ماه ها رفع تشنگی کردم ولی آخر چه قدر بنشینم نامه ای ، حرف روشنی چیزی ، گل خشکی میان این کاغذ که به آن وعده ای بیاویزی. بنویس از خودت از این نامه دو سه خط مختصر فقط فهرست فقط این بار خواهشی دارم عکس تازه برای من بفرست.  
 



ارسال توسط صادق

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 ... 14 صفحه بعد

آرشیو مطالب
پيوند هاي روزانه
امکانات جانبی
ورود اعضا:

نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

خبرنامه وبلاگ:





آمار وبلاگ:  

بازدید امروز : 36
بازدید دیروز : 14
بازدید هفته : 212
بازدید ماه : 1137
بازدید کل : 156692
تعداد مطالب : 81
تعداد نظرات : 36
تعداد آنلاین : 3



معرفی این صفحه به دوستان
نام شما :
ايميل شما :
نام دوست شما:
ايميل دوست شما: